نام کاربري: رمز عبور:

اشعار سنگ قبر

بازديد : 11 | یکشنبه 23 آذر 1399 - 21:14
shayan
ارسالي ها : 3
عضويت : 12 /9 /1399
اشعار سنگ قبر
یکی از چیزهایی که سبب تمایز سنگ قبرها با هم می شود همان نوشته های روی آنها است در ادامه مطلب اشعاری برای سنگ قبر مادر آورده شده است

رنج بسیار کشیدیم که بمانی و نشد باز بر شاخه ما نغمه بخوانی و نشد


برکت و شادی این باغ تو بودی مادر همگی خواسته بودیم که بمانی و نشد


مادر کاش تو باز آیی و من پای تو بوسم

در سجده روم صورت زیبای تو بوسم

هرجا که گذشتی و دمی جای گرفتی

آن جا روم و گریه کنان جای تو بوسم


مادرم ای رفته در خوابی دراز

یاس هایت توی ایوان گشته باز

گرچه گلهایت همه تنها شدند

با شقایق‌های آن دنیا بساز


بخواب ای مادرم آرام و خسته بخواب ای مادرم ای دل شکسته

بمیرم من برای غصه هایت بمیرم من برای اشک هایت


یاد ایامی که مادر داشتم افسری زیبنده بر سر داشتم

زندگی با او مرا افسانه بود روشنی بخش دلم در خانه بود


مادر جان یاد آن شبها که ما را شمع و جان بودی

میان ناامیدیها چراغ جاودان بودی

برایت زندگانی گر چه یکسر رنج و سختی بود

بنازم همتت مادر که تا بودی صبور و مهربان بودی


گر چه من دیگر نمی بینم گل روی تو را

خاطراتت را در این غمخانه مهمان میکنم

گوهر یکدانه ام ای مادر خوبم بدان

تا ابد یاد تو را در سینه پنهان میکنم


دگر اغوش مادر جای ما نیست

دریغا دامنش ماوای ما نیست

از ان روزی که از دار فنا رفت

کسی غمخوار و هم اوای ما نیست


همی نالم که مادر در برم نیست

صفا و سایه او بر سرم نیست

مرا گر دولت عالم ببخشند

برابر بانگاه مادرم نیست


دامن از دست من خسته مکش، ای مادر که پناه من و دل، گوشه ی دامان تو بود


با چه سرگرم کنیم دیده و دل را که مدام دل تو را می طلبد، دیده تو را می جوید


گل های بهشت سایبانت مادر یک دسته ستاره ارمغانت مادر

دیگر چه کسی چشم به راهم باشد قربان نگاه مهربانت مادر


بگو مادر هنوزم یادی از ما میکنی یا نه ؟ درون خاک تیره وا عزیزا میکنی یا نه؟

به هر دردی که گشتم مبتلا کردی مداوایم غم بی مادری را هم مدوا میکنی یا نه؟

ناله کردم ذره ای از کوه دردم کم نشد گریه کردم اشک بر داغ دلم مرهم نشد

در گلستان گرد گل بسیار گردیدم ولی از هزاران که بوئیدم یکی مادر نشد


مادرم فردا که زهرا پا به محشر می نهد در صف خدمتگزارانش ترا جا می دهد

باز ان جا هم مرام مادری را پیشه گیر جان مولا پیش زهرا دست ما را هم بگیر


قلبم شده رنجور ز هجران تو مادر

فکرم شده این گونه پریشان تو مادر

هرروز کنم ارزوی روی تو افسوس

دستم شده کوتاه ز دامان تو مادر


یاد ایامی که مادر داشتم افسری زیبنده بر سر داشتم

زندگی با او مرا افسانه بود روشنی بخش دلم در خانه بود


در کنارم، شب و روز بی‌تاب بود

غافل از او، چشم من در خواب بود

تا شدیم بیدار و مشتاق مادر

او به خواب و چهره‌اش در قاب بود


اینجا بهشت ارزو در زیر خاک است

آرامگاه مادری مظلوم و پاک است


ای رهگذر دان گنج وفا خفته در اینجا آتشکده مهرو صفا خفته در اینجا

دریای خروشان محبت گل ایثار ای رهگذران مادر ماخفته در اینجا


دلم را از غمت مادر شکستی تمام رشته ها از هم گسستی

یقین دارم که در باغ بهشتی کنار حضرت زهرا نشستی


مادرم غم تو.همنفسم شد به جان تو با این غم بزرگ چه خاکی بر سر کنم


دامن از دست من خسته مکش، ای مادر

که پناه من و دل، گوشه ی دامان تو بود

با چه سرگرم کنیم دیده و دل را که مدام

دل تو را می طلبد، دیده تو را می جوید


این که مرقد عشق وآرزوهاست این تربت پاک مادر ماست

ای خاک تو حرمتش نگهدار این رنج کشیده مادر ماست


مادرم رفت و زداغش همه را گریان کرد خانه قلب مرا از ته دل ویران کرد

داغ جانسوز تو مادر ابدیت خواهد بود چون غم تو همه اعضای مرا ویران کرد


کسی که طعم محبت چشیده میداند

مصبیتی به جهان همچو مرگ مادر نیست


مادر به تو سوگند که در این خانه خاموش

افسانه شادی و خوشی گشته فراموش


فلک دیدی چه خاکی بر سرم شد

برون اخر ز دستم مادرم شد


برون از دست ماه نازنینم

که از هجران او اندوهگینم


مادر گمان مبر زخیال تو غافلم

گر مانده ام خموش خدا داند و دلم


در سوگ توام ناله ز عیوق گذر کرد

داغ تو، دل سوخته را سوخته تر کرد


آهی که به یادت ز دل زار بر آمد

از کوه گذر کرد و بر افلاک اثر کرد


این چه شمع است که خاموش نگردد هرگز

مرگ مادر که فراموش نگردد هرگز


امروز هستی ام ز امید دعای توست

فردا کلید باغ بهشتم رضای توست

مادرم بهشت من همه اغوش گرم توست

گویی سرم هنوز بر بالین نرم توست


مادرم ای چشمه ی مهرو وفا

مادرم ای آیت لطف خدا

مادرم ای روز سختی یار من

مادرم ای بهترین غمخوار من


در گلستان ادب اموزگارم مادر است

بعد رب العالمین پروردگارم مادر است

من که شاگرد دبیرستان عشق مادرم

اولین معشوق من در روزگار مادر است


شعله ای خاموش گشت وخانه ای بی نور شد

گوهرارزنده ای پنهان به خاک گور شد


مادر شایسته ای زین عالم نا پا یدار

روشن ان دیده که رویش می دید


همی نالم که مادر در برم نیست

صفا وسایه او بر سرم نیست

مرا گر دولت عالم ببخشند

برابر با نگاه مادرم نیست


دریای خروشان محبت گل ایثار

ای هم نفسان مادر ما خفته در اینجا


اگر مادر نباشد زندگی نیست

به خورشید وفلک تابندگی نیست

خدا عشق است ومادر مهر مطلق

به انان بندگی شرمندگی نیست


همچنین می‌توانید برای سفارش سنگ مزار و شعر مناسب سنگ قبر به سایت شایان سنگ 
مراجعه نمایید
ارسال پيام نقل قول تشکر گزارش






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.